
وحید حاجی حتم لو کارشناس پولی و بانکی
تسعیر ارز در صورتهای مالی بانکها صرفاً یک فرآیند حسابداری نیست، بلکه ابزاری برای انعکاس واقعیت اقتصادی داراییها و بدهیهای ارزی بانکهاست. با توجه به اهمیت این موضوع در گزارشگری مالی بانکها، کیفیت سود حاصل از تسعیر نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ چراکه هر سودی که در صورتهای مالی شناسایی میشود، لزوماً به معنای ایجاد منابع نقد و بهبود واقعی وضعیت مالی بانک نیست.
در همین راستا، بانک مرکزی به تناوب بخشنامههایی را در زمینه گزارشگری مالی بانکها ابلاغ میکند. براساس مفاد بخشنامه بانک مرکزی به شماره ۰۵/۲۱۴۱۶ مورخ ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، در صورتی که بانکی از محل تسعیر ارز، سودی را شناسایی کند، اجازه توزیع آن را نداشته و میبایست سود مذکور را صرف افزایش سرمایه کند.
از این منظر، پرسش اصلی این است که سود حاصل از تسعیر تا چه اندازه سودی باکیفیت است و آیا میتواند واقعاً به بهبود وضعیت سرمایهای و کاهش ناترازی بانکها کمک کند؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید دید اساساً چرا از تسعیر استفاده میکنیم؟
از تسعیر استفاده میکنیم چون:
۱- واقعیت اقتصادی را در دفاتر منعکس میکند.
۲- الزام قانونی و جزو استانداردهای حسابداری است.
۳- به تصمیمگیری بهتر و مدیریت ریسک کمک میکند.
۴- شفافیت مالی را افزایش میدهد.
حال اگر فرض کنیم محاسبات حاصل از تسعیر را در افزایش سرمایه ثبت کنیم، باید مانده حساب تفاوت تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی بستانکار بوده و بیانگر سود باشد.
اما برای اینکه بانک بتواند از این سود استفاده کند، باید این سود، «سود باکیفیت» باشد.
«سود باکیفیت در حسابداری» به سودی اشاره دارد که پایدار، قابل اعتماد و نشاندهنده عملکرد واقعی و سالم یک شرکت باشد. این مفهوم معمولاً در تحلیل مالی و حسابداری برای ارزیابی کیفیت درآمدهای گزارششده توسط یک شرکت استفاده میشود و دارای ویژگیهای زیر است:
۱. پایداری و تکرارپذیری: سودی که از عملیات اصلی و مستمر شرکت به دست میآید، نه از فعالیتهای غیرعادی یا یکباره مانند فروش داراییها.
۲. شفافیت: سودی که از روشهای حسابداری معتبر و بدون دستکاری یا ترفندهای مالی، مانند شناسایی زودهنگام درآمدها یا مخفی کردن هزینهها، حاصل شده باشد.
۳. جریان نقدی قوی: سودی که با جریان نقدی واقعی پشتیبانی میشود؛ یعنی شرکت واقعاً پول نقد تولید میکند و سود فقط روی کاغذ نیست.
۴. عدم وابستگی به عوامل خارجی موقتی: برای مثال، سود ناشی از تغییرات نرخ ارز یا یارانههای موقتی معمولاً کیفیت پایینتری دارد.
به طور خلاصه، سود باکیفیت نشاندهنده سلامت مالی واقعی شرکت است و سرمایهگذاران و تحلیلگران معمولاً به آن توجه زیادی دارند تا مطمئن شوند سود گزارششده، تصویری دقیق از عملکرد بلندمدت شرکت ارائه میدهد. در مقابل، سود کمکیفیت ممکن است صرفاً تصویری موقتی و گمراهکننده ارائه دهد.
برای تحلیل سود باکیفیت، اغلب به بررسی صورتهای مالی، جریان نقدی و یادداشتهای حسابداری نیاز است؛ چراکه در صورتهای مالی، سود باکیفیت با نسبتهای بالای تبدیل سود به جریان نقدی (Cash Flow from Operations) قابل شناسایی است. برای مثال، اگر شرکتی ۱۰۰ میلیون تومان سود گزارش کند و ۹۰ میلیون تومان آن به صورت نقد وارد شرکت شود، این موضوع نشاندهنده کیفیت بالای سود است.
بنابراین، اگر سود حاصل از تسعیر در بانکها شرایط فوق را داشته باشد، میتوان آن را سود باکیفیت دانست که میتواند مرهمی برای ناترازی بانکها باشد؛ اما اگر این شرایط را نداشته و بیکیفیت باشد، عملاً سودی موهومی خواهد بود و کمکی به ناترازی بانکها در راستای بهبود سرمایه نظارتی نخواهد کرد.